X
تبلیغات
به جهنم که جهنم میروم


به جهنم که جهنم میروم

""<<*.وصيت مي كنم در كنار قبرم ، خري دفن كنند تا در روز قيامت ، بار گناهانم را به دوش بكشد.*>>""


به سلامتی کارگری که...! ♥

♥ صاحب کارش به نا حق زد تو گوشش ...! ♥


♥ رفـت کـه لـبـآسـش رو عـوض کـنـه بـره خـونـه ...! ♥


♥ امـا یاد خـرج مادر مریضش افتاد ...! ♥


♥ یاد اجاره خونه ...! ♥


♥ جـهـیـزیـه دخـتـرش ...! ♥


♥ قسط های عقب افتاده اش ...! ♥


♥ شـهـریـه دانشگاه پسرش ...! ♥


♥ بـرگـشـت بـه صـآحـب کارش گـفـت : بـبـخـشـیـد . . . ! ♥


♥ به افتخار همه کارگر های زحمت کش ♥

جمعه بیست و نهم فروردین 1393| 21:0 |افشین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


مـن عاشق هَوس هاي عاشقانـه اَم...


مَـن عاشق گـُناه دوست داشتـنَم


دَستهايَت را بـه مـن بده


بـه جَهنَم كـه مَرا بـه جَهنَم مـــي بَرند


بـه خاطر عِشقبازي  با  خيالِ تو


تو خودِ "بـهشتــي "



چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393| 18:22 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

دلت شاد و لبت خندان بماند

برایت عمر جاویدان بماند

خدا را میدهم سوگند بر عشق

هر آن خواهی برایت آن بماند

بپایت ثروتی افزون بریزد

که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبز باشد

برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

چراغ خانه ات تابان بماند


+ سلام سال نو مبارک[گل]

امیدوارم امسال واسه همه بهترین سال باشه و شاد و موفق باشیم

برای  همه عزیزانی که  از وبمون دیدن کردن برامون پیام گذاشتن  ازصمیم قلب آرزو بهترین هارو داریم

+ خداروشکر عزیزم واسه این دوره هم مشهد افتاده..البته پادگانشون عوض شده و سخت گیرتر هستن..ایشالا بهتر میشه

امروز با هم بودیم و کلی قدم زدیم و خوش گذروندیم[لبخند]

البته سرما خورده بود!انقد که تو این هوا اذیت میکنن

خدایا آرزو همه رو برآورده کن آرزوی ما رو هم زودتر برآورده کن...آمین


دوشنبه هجدهم فروردین 1393| 20:44 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

ﺧﺪﺍﯾـــــــــــــﺎ
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺷﮑﺮ ﺳﺮ ﺑﺮ
ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺻﺒﺤﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ
ﻧﺒﻮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ
ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﺴﺒﺘﺶ ﺩﺍﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﻮﺭ ﺷﺪ ﻭ
ﻣﻘﺼﺮ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ


----

هورااااااا شوهریم اومد مشهد..از 25 دی..فعلا این 2 ماه نزدیکیم خداکنه بقیشم همین مشهد خدمت کنه!بعدازظهرا میتونیم همو ببینیم

خدایا ممنونم ازت





شنبه پنجم بهمن 1392| 5:6 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

36 روزه که رفتی..

تاحالا 15 بار باهم تماس داشتیم..البته چندروزی هم اومدی مرخصی ولی نشد همو ببینیم..

دقیقا روز تولدت آموزشی تموم میشه [بوسه]و چندروزی استراحت بعدش دوباره باید بری..

گفتی بازهم باید 2 ماه دور باشیم که بعدش بیای پیشم که بازم گوشی نمیتونی ببری و من دق میکنم..[گریه][گریه][گریه]

روز شماری میکنم این 23 روز زودتر بگذره بیای پیشم عزیزم

خیلی دلم برات تنگ شده افشین جونم [قلب]

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392| 16:59 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


آدمــه ديگه

دلش ميخواد براي يکي تــــــــک باشه 

دلش ميخواد يکي فقط نــوشته هاي اون رو بــخونه 

دلش ميخواد يکي فقط به اون اِس اِم اِس بِــده 

دلش ميخواد يکي فقط نگَران حالِ اون بــشه 

دلــش ميخــواد 

اون يِــکي 

تـــــــــــــو 

بــاشي ...

چهارشنبه سیزدهم آذر 1392| 19:56 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-



روزگارم این است:

دلخوشم با غزلی
تکه نانی ، آبی
جمله ی کوتاهی
یا به شعر نابی

و اگر باز بپرسی گویم :

دلخوشم با نفسی
حبه قندی ، چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه ی دنیایی


--

دیروزساعت 11رفتی بیرجندآموزشی..

دیگه خبرتو ندارم فقط مامیت گفتن رسیدی [ناراحت] [گریه]

[بدرود]

دوشنبه بیستم آبان 1392| 16:27 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


تـو زندگـی

یه جایی هست

بعـد از کلی دویدن

یهـو وایمیستی

سرتو میندازی پایین و آروم میگی :

دیگه زورم نمی رســـه …!


سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392| 22:52 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

ب قول عالیه سریال دودکش نظرت؟!

پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392| 4:12 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

یه وقتایی هست که آدم تو ۱۸ سالگی میمیره


اما تو ۷۰ سالگی دفنش میکنن!!!!!!
سه شنبه نوزدهم شهریور 1392| 23:58 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

وای امروز واسه آخرین بار قبل اعزامت همو دیدیم

خیلی غمگین بود...

کاش میشد بیشتر با هم باشیم

یا میشد بعد از ظهرم بمونی بریم حرم..

خیلی دلم گرفته شوهری اخه گفتی شاید شهرای دوربیفتی و احتمالا 2-3 روز دیگه خبر قطعیش معلوم میشه..

وای افشین جونم من میمیرم از دوریت

این سرنوشت چرا اینجوری میکنه با ما؟!همیشه باید ی غمی داشته باشیم..

شاید خدا میخواد اینجوری همیشه به یادش باشیمو حتی شده به بهونه آرزو ها و غمامون ب طرفش بریم..

الان که دارم مینویسم داره اشکم میاد..تا ی ساعت پیش پیشم بودی و حالا دیگه تا مدتها نمیبینمت دلم میخواد بمیرم ...

خداکنه حداقل بعد آموزشی بقیشو مشهد بیفتی

انشالله هرجا که باشی سالم و سلامت باشی و زودتر این دوسال بگذره بهم برسیم..

دوستت دارم بهترینم

یکشنبه هفدهم شهریور 1392| 12:41 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

حال مرا نپرس ک هنجارها مرا
مجبور می کنند بگویم خوبــــــــــــــــــــــم....

پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 22:4 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

گاهی اوقات اون قدر دلت از یه حرف میشکنه ...

که حتی نای اعتراض هم نداری ...!!

فقط نگاه میکنی و بی صدا میشکنی ...!!!

پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 21:39 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من...


چه جنونی


چه نیازی،


چه غمی ست؟



مهدی اخوان ثالث
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 21:35 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

مردونگی به محکم بودن بازو و سینه نیست...


مردونگی به محکم بودن دکمه شلوارته  که واسه هر هرزه ای باز نشه...
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 21:27 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


خـدایــــآ ...

آغـوشـتــــ را امـشـبــــ بـ ہ مـَטּ ﻣﮯ دهـے (؟)

بـراےِ گـفـتـטּ چـیـزے نـدارمـ

امـّا بـراےِ شِـنُـفـتـטּِ حـرفـهـاےِ تـو گـوشِ بـسـیـار ..

ﻣﮯ شـود مـَטּ بـغـض ڪـنـمـ

تـو بـگـویـے : مـگـر خـدایـتـــ نـبـاشـد ڪ ہ تـو ایـنـگـونـ ہ بـغـض ڪـنـے


+ پ ن :دوستای گلم ممنونم از نظراتتون و اینکه فراموشمون نکردید،متاسفانه  کمتر میایم نت.. دعاکنید برامون

افشین داره میره سربازی..داغونم[گریه]

شرمندتونیم انشالله به زودی به همتون سر میزنیم، با نظراتتون دلگرممون میکنید


یکشنبه دهم شهریور 1392| 1:55 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

بعضيا هم مثه اين ديواراي تازه رنگ شده ميمونن ؛

فقط هستن ولي نميشه بهشون تکيه کرد ،

اگرم تکيه کني سر تا پاي خودتو به گند ميکشي . . .

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392| 1:24 |افشین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


قله ای که چند بار فتح میشود


بی شک


روزی تفریحگاه عمومی میشود


مواظب دلــــت


باش....

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392| 0:17 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

دوتا رفیق عاشق یک دختر میشن

دختره میگه من ۲ جام نوشیدنی برای شما میارم

تو یکیش زهر ریختم

هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه

رفیق اولی میخوره میگه : به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه

رفیق دومی میخوره میگه : به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه

بعد دختره یه پیک میخوره میگه زهر تو این بود

میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو رفیق به هم نخوره

♥افتخار هرچی رفیق بامرامه♥

پنجشنبه هفدهم مرداد 1392| 13:47 |افشین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-



درود

به طور ناگهانی تمامی پیوند ها و وبلاگ شما دوستان  حذف شده


در صورت تمایل تبادل لینک دوباره لینک خودتون رو بزارید همراه با اسم


پوزش فراوان از شما دوستان

بدرود


(یک خبر مهم که نخواستم براش پست دیگه ای ایجاد کنم و در همین جا میگم... از اکنون میتوانید وبلاگ خاطرات افشین و نازنین را دنبال کنید manli3.r oz blog.com)

به دلیل اینکه بلاگفای دیکتاتور نمیزاره لینک بزاریم بین rozblog فاصله انداختم

(هر دوتا وب به صورت حرفه ای اپدیت خواهند شد)




یکشنبه سیزدهم مرداد 1392| 14:56 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

به جهنم که جهنم میروم