به جهنم که جهنم میروم

""<<*.وصيت مي كنم در كنار قبرم ، خري دفن كنند تا در روز قيامت ، بار گناهانم را به دوش بكشد.*>>""

از حموم میام

وایستادی روبروم

میگی:

+موهاشو نیگا

+قیافشو نیگا

+شبیه آفتاب پرسته

+چشارو نیگا

+عشقم زشتیا

+موندم من چرا تو رو انتخاب کردم::>_<::

+چه زودم گریش میگیره

+لوس منی تو

+بپربغلم ببینم

+بدو کوچولو..بدو

+فسقلی رو نیگا تورو خدا

+بخورمشا

+چه نازی داره

+نازتم میخرم عشق من

+عشق یکی یدونه عروس خونه::>_<::

 

میپرم تو بغلش

نگا میکنم تو چشماش

با اخم مصنوعی میگم:

-توبودی ک به من میگفتی آفتاب پرست آره؟!

-من زشتم؟!!

سیبیل آتشی  یوهاهاها

عصبانی میشی

مث لبو سرخ میشی

میگی:

+پدرسوخته چکار میکنی؟!

میگم:

-دردت گرفت نه؟!

آخیش دلم خنک شد..تا توباشی بمن نگی زشت

میخندی با اینکه پشت لبت هنوز قرمزه

میگی:

+عشقم همه زندگیمی ب والله

+خوشگل ترینی تو

+حالا دیگه قهر نکن

+آقاتون میخواد موهاتو خشک کنه ها::>_<::

+دختر خوبی باشی موهاتم میبافما

میگم:

-نگو خب دلم ضعف رفت

میگی:

+خعلی میخامت ..خعلی

آخرشم ی ماچ از وسط پیشونی

سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393| 16:53 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

یکشنبه بیست و دوم تیر 1393| 0:54 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

دادوبیداد میکنی و تلفنو روش قطع میکنی اما میدونه چقد اون لحظه محتاجشی،پشت سرهم زنگ میزنه تا آرومت کنه.. پسری که وقتی سوار ماشینشی تمام مدت دست راستش رو دستته... پسری که چشاش وحشی و مغروره،راه به راه شعرای عاشقونه ی الکی برات نمیخونه،لوس حرف زدنم بلد نیس،اما هر دفه ک میگه تاتهش هستم‌...چشاش از عشق برق میزنه... پسری که وقتی صبح بهش زنگ میزنی تازه از خواب بیدارشده و آروم میگه جانم،صدای خواب آلودش دیوونت میکنه... پسری که خاطرخواه کم نداره اما وقتی باهات عهد رفاقت میبنده نفرسومی تو برنامش نیس... پسری که وقتی باهاش میری رستوران غذاخوردنتو با لبخند نگاه میکنه... پسری که براش مهم نیس جی اف دوستش از تو خوشگلتره,هربار تو چشات زول میزنه و میگه بخدا تکی تو دختر... پسری که دستاتو ک تو دستاش میگیره حس امنیت وجودتو پرمیکنه... پسری ک وقتی لب دریا کنارش نشستی و سرتو میذاری رو سینه ش قلبش تند تند میزنه... پسری ک وقتی میره مهمونی خونه ی فامیل زنگ میزنه و نیم ساعت تو حیاط باهات حرف میزنه ک بهت نشون بده تو نخ هیچکدوم از دخترای تو مهمونی نیس... پسری ک گل مورد علاقتو میدونه و هرازگاهی با یه شاخه از اون گل خوشحالت میکنه... پسری ک عاشقی بلده... پسری ک حرفی نمیزنه ک نتونه بهش عمل کنه اما هر حرفی زد پاش وایمیسته... پسری که تو خیابون تا یکی بت کج نگاه کنه دکور صورتشو ‌عوض میکنه... پسری که وقتی بعد یه دعوای مفصل ک باهم آشتی کردین،ازش میپرسی هنوز دوسم داری؟؟لبخند میزنه‌...دستشو دور گردنت حلقه میکنه و میگه عاشقتم به مولا... پسری که وقتی تو پاییز یه تک سرفه میزنی با حرص میگه مریض نشیااااا... پسری که وقتی میبینه به دخترای دوروورش حساسی و حسادت میکنی دستتو میگیره ومیگه:دلت قرص باشه...بقرآن من فقط ماله خودتم... با این پسر چیکار میشه کرد؟؟! مگه میشه دوستش نداشت!!! مگه میشه عاشقش نبود؟؟! این پسرو از دست نده.... هیچ جوره از دستش نده، چه فرقی میکنه ماشینش پرایده یا پرادو، لباسش مارک داره یا ساده، ببین پسری که عاشقی بلده رو از دست نده! تنهاش نذار، غرورشو نشکن، بهش وفادارباش... اگه غیر از این کنی،، کمرش میشکنه! از درون نابود میشه! تتهاش نذار‌... عاشقی کن براش اونوقته که همه دنیاشو میریزه به پات.... ب سلامتی اینجور پسرا...

پنجشنبه یکم خرداد 1393| 19:46 |افشین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

یه روزی میرسه یه پارچه ی سفید پایان میده به من
به شیطنت هام


به بازیگوشی هام

به خنده های بلندم

روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنن ومیگن :

دیوونه دلمون واست تنگ شده کجا رفتی پس؟

پس بسلامتی روزی که نیستم

چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393| 20:30 |افشین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-



رسیده روز تولد تو که باز برات هدیه بگیرم

واسه من اینم یه جور بهونه ست که بگم چقدر برات میمیرم


-----------------------


صدای یک پرواز

فرود یک فرشته

آغاز یک معراج

و شروع یک زندگی

تولدت مبارک


پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393| 2:0 |افشین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


به سلامتی کارگری که...! ♥

♥ صاحب کارش به نا حق زد تو گوشش ...! ♥


♥ رفـت کـه لـبـآسـش رو عـوض کـنـه بـره خـونـه ...! ♥


♥ امـا یاد خـرج مادر مریضش افتاد ...! ♥


♥ یاد اجاره خونه ...! ♥


♥ جـهـیـزیـه دخـتـرش ...! ♥


♥ قسط های عقب افتاده اش ...! ♥


♥ شـهـریـه دانشگاه پسرش ...! ♥


♥ بـرگـشـت بـه صـآحـب کارش گـفـت : بـبـخـشـیـد . . . ! ♥


♥ به افتخار همه کارگر های زحمت کش ♥

جمعه بیست و نهم فروردین 1393| 21:0 |افشین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


مـن عاشق هَوس هاي عاشقانـه اَم...


مَـن عاشق گـُناه دوست داشتـنَم


دَستهايَت را بـه مـن بده


بـه جَهنَم كـه مَرا بـه جَهنَم مـــي بَرند


بـه خاطر عِشقبازي  با  خيالِ تو


تو خودِ "بـهشتــي "



چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393| 18:22 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

دلت شاد و لبت خندان بماند

برایت عمر جاویدان بماند

خدا را میدهم سوگند بر عشق

هر آن خواهی برایت آن بماند

بپایت ثروتی افزون بریزد

که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبز باشد

برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

چراغ خانه ات تابان بماند


+ سلام سال نو مبارک[گل]

امیدوارم امسال واسه همه بهترین سال باشه و شاد و موفق باشیم

برای  همه عزیزانی که  از وبمون دیدن کردن برامون پیام گذاشتن  ازصمیم قلب آرزو بهترین هارو داریم

+ خداروشکر عزیزم واسه این دوره هم مشهد افتاده..البته پادگانشون عوض شده و سخت گیرتر هستن..ایشالا بهتر میشه

امروز با هم بودیم و کلی قدم زدیم و خوش گذروندیم[لبخند]

البته سرما خورده بود!انقد که تو این هوا اذیت میکنن

خدایا آرزو همه رو برآورده کن آرزوی ما رو هم زودتر برآورده کن...آمین


دوشنبه هجدهم فروردین 1393| 20:44 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

ﺧﺪﺍﯾـــــــــــــﺎ
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺷﮑﺮ ﺳﺮ ﺑﺮ
ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺻﺒﺤﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ
ﻧﺒﻮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ
ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﺴﺒﺘﺶ ﺩﺍﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﻮﺭ ﺷﺪ ﻭ
ﻣﻘﺼﺮ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ


----

هورااااااا شوهریم اومد مشهد..از 25 دی..فعلا این 2 ماه نزدیکیم خداکنه بقیشم همین مشهد خدمت کنه!بعدازظهرا میتونیم همو ببینیم

خدایا ممنونم ازت





شنبه پنجم بهمن 1392| 5:6 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

36 روزه که رفتی..

تاحالا 15 بار باهم تماس داشتیم..البته چندروزی هم اومدی مرخصی ولی نشد همو ببینیم..

دقیقا روز تولدت آموزشی تموم میشه [بوسه]و چندروزی استراحت بعدش دوباره باید بری..

گفتی بازهم باید 2 ماه دور باشیم که بعدش بیای پیشم که بازم گوشی نمیتونی ببری و من دق میکنم..[گریه][گریه][گریه]

روز شماری میکنم این 23 روز زودتر بگذره بیای پیشم عزیزم

خیلی دلم برات تنگ شده افشین جونم [قلب]

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392| 16:59 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


آدمــه ديگه

دلش ميخواد براي يکي تــــــــک باشه 

دلش ميخواد يکي فقط نــوشته هاي اون رو بــخونه 

دلش ميخواد يکي فقط به اون اِس اِم اِس بِــده 

دلش ميخواد يکي فقط نگَران حالِ اون بــشه 

دلــش ميخــواد 

اون يِــکي 

تـــــــــــــو 

بــاشي ...

چهارشنبه سیزدهم آذر 1392| 19:56 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-



روزگارم این است:

دلخوشم با غزلی
تکه نانی ، آبی
جمله ی کوتاهی
یا به شعر نابی

و اگر باز بپرسی گویم :

دلخوشم با نفسی
حبه قندی ، چایی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه ی دنیایی


--

دیروزساعت 11رفتی بیرجندآموزشی..

دیگه خبرتو ندارم فقط مامیت گفتن رسیدی [ناراحت] [گریه]

[بدرود]

دوشنبه بیستم آبان 1392| 16:27 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-


تـو زندگـی

یه جایی هست

بعـد از کلی دویدن

یهـو وایمیستی

سرتو میندازی پایین و آروم میگی :

دیگه زورم نمی رســـه …!


سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392| 22:52 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

ب قول عالیه سریال دودکش نظرت؟!

پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392| 4:12 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

یه وقتایی هست که آدم تو ۱۸ سالگی میمیره


اما تو ۷۰ سالگی دفنش میکنن!!!!!!
سه شنبه نوزدهم شهریور 1392| 23:58 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

وای امروز واسه آخرین بار قبل اعزامت همو دیدیم

خیلی غمگین بود...

کاش میشد بیشتر با هم باشیم

یا میشد بعد از ظهرم بمونی بریم حرم..

خیلی دلم گرفته شوهری اخه گفتی شاید شهرای دوربیفتی و احتمالا 2-3 روز دیگه خبر قطعیش معلوم میشه..

وای افشین جونم من میمیرم از دوریت

این سرنوشت چرا اینجوری میکنه با ما؟!همیشه باید ی غمی داشته باشیم..

شاید خدا میخواد اینجوری همیشه به یادش باشیمو حتی شده به بهونه آرزو ها و غمامون ب طرفش بریم..

الان که دارم مینویسم داره اشکم میاد..تا ی ساعت پیش پیشم بودی و حالا دیگه تا مدتها نمیبینمت دلم میخواد بمیرم ...

خداکنه حداقل بعد آموزشی بقیشو مشهد بیفتی

انشالله هرجا که باشی سالم و سلامت باشی و زودتر این دوسال بگذره بهم برسیم..

دوستت دارم بهترینم

یکشنبه هفدهم شهریور 1392| 12:41 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

حال مرا نپرس ک هنجارها مرا
مجبور می کنند بگویم خوبــــــــــــــــــــــم....

پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 22:4 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

گاهی اوقات اون قدر دلت از یه حرف میشکنه ...

که حتی نای اعتراض هم نداری ...!!

فقط نگاه میکنی و بی صدا میشکنی ...!!!

پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 21:39 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من...


چه جنونی


چه نیازی،


چه غمی ست؟



مهدی اخوان ثالث
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 21:35 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

مردونگی به محکم بودن بازو و سینه نیست...


مردونگی به محکم بودن دکمه شلوارته  که واسه هر هرزه ای باز نشه...
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 21:27 |نازنین| |

❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-

به جهنم که جهنم میروم